نظر


فقط بعد از اینکه چند سال از زندگی زناشوییتان گذشته باشد، خواهید فهمید که بخشی از تصوراتتان راجع به ازدواج و زندگی زناشویی، خیالات و تصورات غیرواقعی از زندگی بوده است و زندگی را نمیتوان با شانس و رویاهای غیر واقعی ساخت. بنابراین قبل از آن که در دام این دروغ ها بیفتید، از آنها مطلع شوید!
در سن 19 سالگی به پسری علاقمند شدم که اما بعد از چهار سال رابطه نه چندان نزدیک اون پسر رو به خاطر تنوع طلبی رها کردم تا به دختری که توی دانشگاه باهاش اشنا شده بود برسه اما نرسید برگشت و گفت به خواستش نرسیده اما عشقم به اونو از دست دادم. یک سال با قرص خواب زندگی کردم به سختی به ادم ها علاقمند میشم تا توی دانشگاه با پسری که از همه نظر عالی بود اشنا شدم کم کم رابطه ما نزدیک شد
آب مرواريد، كدر شدن عدسي چشم است كه منجر به مشكلات بينايي ميشود. در مراحل اوليه، استفاده از نور قوي و عينك، مشكلات بينايي ناشي از آب مرواريد را كمتر ميكند. اما در مراحل بعدي بيماري، انجام جراحي براي بهبود بينايي ضروري است. امروزه عمل جراحي آب مرواريد كم خطر و بسيار موثر است.
عدسي ساختمان شفاف و بدون رگ با قطر حدود 9 ميلي متر و ضخامت 4 ميلي متر است كه در قسمت مياني كره چشم قرار گرفته و باعث تمركز نور بر روي شبكيه ميشود. شبكيه لايه حساس به نور در چشم است كه پيامهاي بينايي را دريافت ميكند.

سلامت نوزاد تازه رسیده بیش از هر چیز دیگری ذهن پدر و مادر کم تجربه را به خود مشغول میکند. در این میان هر آشنایی میخواهد آنها را راهنمایی کند و این مساله اضطراب والدین را بیشتر خواهد کرد. اگر والدین جوان بدانند در هر موقعیتی اقدام درست چیست و چه باید کرد مسلما دل نگرانیهای آنها در مورد نوزاد نورسیده بسیار کمتر خواهد بود.
در این اختلال نشانه های مرضی روانشناختی به دنبال یک حادثه ضا یعه گر روانی که معمولا خارج از تحمل تجربه انسان است رخ می نماید.محرکهایی که موجب این سندرم می شوند در اکثر افراد نشانه های مرضی پریشانی را بر می انگیزانند.
ضایعه های روانی که ممکن است موجب ظهور این سندرم شوند عبارتند از:جنگ،سیل،زلزله،حوادث رانندگی،بمباران،وحشت

نيستاگموس حركت ناگهاني غير ارادي چشم ها است. نيستاگموس معمولاً دو چشم را گرفتار مي كند وغالباً با نگاه به سمت ويژه اي تشديد پيدا مي كند.وضعيت هاي بسياري با نيستاگموس همراهند. گاهي كنترل مغزي حركت هاي چشم ضعيف است كه به ناتوانايي در نگاه كردن ثابت به شي منجر مي شود. برخي از اشكالات نيستاگموس با كاهش ديد همراهند همچنان كه در افراد مبتلا به آلبينوز, افراد نزديك بين يا دوربين يا افرادي كه داراي اسكارهايي روي شبكيه يا عصب بينايي هستند ديده مي شود.
براي اينكه چشمها خوب ببينند، اشعه های نور باید توسط قرنیه و عدسي شكسته شوند، طوری که روی شبکیه،لایه عصبی که در پشت چشم کشیده شده، متمرکز شوند.شبکیه تصویری که توسط این اشعه های نوری تشکیل شده را دریافت می کند و تصویر را از طریق عصب بینایی به مغز می فرستد. عیب انکساری به این معناست که شکل چشمان شما نمی تواند نور را مناسب منكسر (شكسته ) كند،لذا تصویری که می بینید تار است.گرچه عیوب انکساری بیماریهای چشم نامیده می شوند، اما بیماری نیستند.
رل ويتامين A در چشم براى ديدن در تاريکى فوقالعاده اهميت دارد. نقش ويتامين A را در سيستم بينايى چنين مىتوان توجيه کرد که ياختههاى بينايى از دو نوع استوانهاى و مخروطى تشکيل يافتهاند. ديد رنگى توسط ياختههاى مخروطى انجام گرفته و ياختههاى استوانهاى به نور سياه و سفيد حساسيت بيشترى دارند و عمل ديد را در تاريکى انجام مىدهند. در اين ياختهها مادهاى به نام رودوپسين وجود دارد که در اثر برخورد با نور تبديل به رتينين مىشود و رتينين مجدداً در تاريکى به رودوپسين تبديل مىگردد و چون مادهٔ اوليه براى ساخته شدن رتينين ويتامين A است لذا در کمبود ويتامين A رتينين و در نتيجه رودوپسين کم شده و شبکورى بهوجود مىآيد.

ما دو نظریه دربارهٔ دیدرنگ داریم: نظریهٔ سهفامی و نظریهٔ رنگهای متضاد. هریک از این دو نظریه در تبیین برخی پدیدهها موفق و در موارد دیگر ناموفق بودهاند. چندین دهه این دو نظریه رقیب هم تلقی میشدند تا آنکه محققان پیشنهاد کردند این دو نظریه بهصورت یک نظریهٔ دومرحلهای با هم تلفیق شوند. طبق این نظریهٔ دومرحلهای، سه نوع گیرندهٔ مورد بحث در نظریهٔ سهفامی، اطلاعات را به واحدهای رنگهای متضاد در سطوح بالاتر دستگاه بینائی میرسانند (هورویچ و جیمسون، ۱۹۵۷).
اندام بینایی از کره چشم و عضلات آن، دستگاه اشکی و ابروها تشکیل شده است. کره چشم در کاسه چشم قرار دارد و توسط چربی احاطه شده و به شکل کرهای است که یکششم آن در جلو برآمده شده باشد. قطر قدامی – خلفی آن حدود 24 میلیمتر میباشد که افزایش یا کاهش همین قطر است که باعث دور و نزدیکبینی میشود. کره چشم دارای سه لایه است که از خارج به داخل عبارتند از: لایه پوششی(صلبیه و قرنیه)، لایه عروقی(مشیمیه، جسم مژکی و عنبیه) و لایه قطبی(شبکیه).

درمانگران فمینیست هنگام درمان کم خوری عصبی یا چاقی روی جامعه پذیری و پیام های جامعه متمرکز می شوند . همانطور که هاید (1991) نشان می دهد برخی مطالعات حاکی از این هستند که دختران دبیرستانی آمریکایی بیش از پسرهای دبیرستانی از بدن خویش نارضایتی دارند . درمانگران با تحلیل نقش جنسی می توانند به مراجعان خویش کمک کنند پیام هایی را که تلوزیون ، مجلات ، فیلم های سینمایی و آگهی ها در مورد تصویر بدنی به آنان مخابره کرده اند بررسی کنند .

طبق دیدگاه فمینیستی ، زنها دلایل زیادی دارند که دو برابر مردها افسرده باشند . زنها چون یاد می گیرند وابسته و درمانده باشند و دیگران را خشنود کنند دچار افسردگی می شوند زیرا احساس می کنند کنترلی روی زندگی خویش ندارند و نمی توانند ابراز وجود کنند . تاکید جامعه بر ظاهر زنان و این که ارزشمندی آنها بستگی به نظر مردان دارد ، احساس ناتوانی و و عجز زنان را تشدید می کند . زنها به این دلیل بر اثر خشونت ، مزاحمت جنسی یا تبعیض در محیط کار دچار افسردگی می شوند که احساس می کنند روی محیط خود کنترلی ندارند ( ورل و رمر ، 1992 ) .

دیدگاه فمینیستی درباره رشد شخصیت درمانگران فمینیست تاکید دارند که انتظارات جامعه از نقش جنسی از لحاظ تولد بر هویت شخص تاثیر می گذارد وعمیقاً در شخصیت بزرگسال تثبیت می شوند، چون خط مشی های جنسی در ساختار جوامع تثبیت شده اند، برنحوه ای که در طول زندگی خود را دختر و پسر ، زن و مرد در نظر می گیریم تاثیر می گذارند.
چودورو معتقد است که تفاوت های روان شناختی بین مردان و زنان ناشی از این موقعیت است که زنان عمدتا مراقب کنندگانی هستند که بچه ها را بزرگ می کنند. هویت دختر ها برمبنای تداوم رابطه آن ها با مشاوران استوار است در حالی که پسرها هویت خویش را به صورت فردی مستقل از مادر که با پدر همانندسازی کرده اند توصیف می کنند بنابراین دخترها از طریق همانند سازی با مادر که امیال وهدف های خود را فدای خدمت کردن به خانواده می کند، قابلیت خود را برای خود مختاری واستقلال کاهش می دهند. پسرها ماهیت پرخاشگر و قدرت طلبی مردان را الگو قرار داده واز این رو ، قابلیت خویش را برای ابراز همدلی و برخی هیجان ها کاهش می دهند. اغلب مدل های رشد انسان برتلاش به سمت استقلال و خودمختاری تاکید می کنند، اما فمینیست ها تاکید می کنند که زنان در جستجوی ارتباط با دیگران هستند.

درمان فمینيستي بيش از ديگر نظريه هاي روان درماني در كنار عوامل روان شناختي به عوامل جامعه شناختي مثل تأثير نقش هاي جنسيتي و زمينه هاي فرهنگي بر رشد اشخاص مي پردازد. درمانگران فمینيست معتقدند زن ها و مرد ها به طرق مختلفي رشد مي كنند مثلا رشد جنسيتي و اجتمايي آنان در نوجواني، شيوه هاي پرورشي شان و نقش هاي شغلي شان متفاوت است. در نظريه هاي فمینيستي شخصيت، موضوعاتي چون تفاوت و شباهت زنان و مردان در تصميم گيري اخلاقي ،نحوه برقراري ارتباط آنان با ديگران و ميزان و نحوه ارتكابشان به خشونت و سوء رفتار و ميزان قرباني بودن آنان در اين زمينه ها بررسي مي شود. موضوع اصلي درمان فمینيستي، ستمديدگي رواني زنان و محدوديت هايي است كه جايگاه اجتمايي سياسي تحميل كرده و مقام زنان را به آن تنزل داده است.

معنا درماني نوعي از روان درماني است که اساس روان آزردگي را تقلاي معنوي مي بيند. در عمل, روان درماني و معنا درماني جدايي ناپذيرند, زيرا ابعاد روان شناختي, فلسفي يا معنوي آدمي را نمي توان از هم جدا کرد. روان درماني جنبه هاي روان شناختي يک جهان بيني را آشکار مي سازد. حال آنکه معنا درماني نقايص مربوط به پايه هاي غير متعارف چشم انداز بيمار نسبت به جهان را نمايان مي سازد.
هدف معنا درماني توانا ساختن بيمار براي کشف معناي منحصربفرد خودشان مي باشد. معنا درماني مي کوشد تا حدود اختيارها و آزادي هاي بيمار را ترسيم کند. معنا درماني در شکستن چرخه هاي معيوب روان آزردگي مؤثر است(وانگ, 2000).



دیدگاه برن درباره شخصیت یک دیدگاه اجزا نگرانه و چندگانه است. برن به سه نوع حالت نفسانی اعتقاد دارد که عبارتند از روان بیرونی٬ روان نو و روان باستانی. روان بیرونی به شیوه ای تقلیدی و قضاوتی شکل می گیرد و درصدد است که مجموعه هایی از معیارها و ملاکهای اکتسابی را به اجرا درآورد. روان نو عمدتا به تبدیل محرکها به مجموعه اطلاعات تمایل دارد و نه نیز به پردازش و بایگانی این اطلاعات بر اساس تجربیات قبلی علاقه مند است. روان باستانی تمایل دارد که بر اساس تفکر مبرا از منطق و ادراکهایی که به طور ضعیفی از هم متمایز و یا تحریف شده اند٬ به طور ناگهانی و ناآگاهانه تری٬ واکنش نشان دهد.