| انعکاس احساس و
متن در جلسه مشاوره، يکى از فنون مهم در نيل به اهداف مشاوره است. از طريق
انعکاس، مراجع به بررسى بهتر و عميقتر مشکلات مىپردازد و به يافتن راه
حلهاى مناسبتر تشويق مىشود. به عقيدهٔ برامروشوستروم (۱۹۶۸). مراجع در
آغاز جلسه مشاوره، مشکل را از خود جدا مىداند و خويشتن را در ايجاد آن
چندان سهيم و مؤثر نمىشمارد، بلکه معتقد است که 'او' و يا 'آن' و يا
'آنان' براى او مشکلزا هستند و در نتيجه از بحث عينى و بررسى عميق مشکل و
مواجهه با آن دچار وحشت مىشود.
|
|
| مشاور در انعکاس
احساسات با تأکيد بر وضع روانى مراجع، احساسات او را بهطور عينى و با روشى
صحيح بيان مىکند و بدين وسيله از حالت دفاعى و مقاوم مراجع تا حدود زيادى
مىکاهد. انعکاس احساسات مراجع در جلسه مشاوره توسط مشاور، به مراجع امکان
مىدهد تا دربارۀ عقايد و عواطف وابسته به آنها بيشتر بينديشد و به
محتواى آنها عميقتر پى ببرد. انعکاس احساسات مراجع توسط مشاور، همچنين
باعث مىشود که رابطه حسنه مشاورهاى بين مراجع و مشاور زودتر و آسانتر
بوجود آيد.
|
|
| انعکاس متن با
دوبارهٔ گوئى جملات و عقايد مراجع تفاوت دارد. مشاور در دوبارهگوئى جملات
مراجع، تمامى و يا بخشى از گفتار مراجع را بدون تغيير بازگو مىکند. در
حاليکه در انعکاس متن، مشاور علاوه بر بيان گفتهٔ مراجع در قالب کلمات
خودش، او را به گويائى بيشتر و تفکر دربارهٔ موضوع مورد بحث تشويق مىکند.
مشاور در انعکاس احساسات مراجع، همچون آينهاى عمل مىکند که مراجع
مىتواند حالات و عواطف و وضع روانى خود را در او نظاره کند. به عقيدهٔ
راجرز (۱۹۵۱) انعکاس احساسات، درک و فهم مشکل از نقطهنظر مراجع است. يعنى
در انعکاس احساسات، مشاور قادر است مشکل را به آن نحوى که مراجع مطرح
مىسازد. بنگرد و درک کند. انعکاس احساسات را مشاور بايد بياموزد و بتدريج
دريابد که مشکلات را از ديدگاه مراجع بنگرد، و آنها را به همان صورت منعکس
کند. گوش دادن فعال که براى درک عواطف و گفتار مراجع لازم است، مقدمه
انعکاس و روش ضرورى براى انجام آن بهحساب مىآيد.
|
|
|
|
| مشاور براى موفقيت
در کارش، بايد انواع احساسات مراجع را بشناسد. طبقهبندى يکسانى دربارهٔ
احساسات وجود ندارد و مىتوان احساسات را به سه نوع تقسيم کرد:
|
|
| اول: احساسات مثبت
که عواطف سازنده و اطمينان بخش نظير شادي، امنيت، حقگزاري، اعتماد
بهنفس، ارزشمندي، عشق و محبت، خوشبيني، رضايت و خشنودي، و پذيرش را شامل
مىشود.
|
|
| دوم: احساسات منفى که عواطف مخرب و نگرانکننده از قبيل رنجش، احساس گناه، ترس، افسردگي، خصومت، و عدمپذيرش را در بر مىگيرد.
|
|
| سوم: احساسات
دوگانه که در اين حالت انسان در يک لحظه دو احساس کاملاً متضاد مثل عشق و
نفرت، شادى و غم، امنيت و دلهره، نسبت به يک مورد دارد.
|
|
|
|
| مشاور در انعکاس احساسات و متن در جلسه مشاوره، با مشکلات گوناگونى مواجه مىشود که برخى از آنها عبارتند از:
|
|
| ۱. ناتوانى مشاور در ايجاد رابطه حسنه مشاورهاي، که در اين صورت انعکاس به بازگو کردن متن تبديل مىشود
|
|
| ۲. ناتوانى مشاور
در درک کامل احساسات و متن گفتار مراجع، که در اين صورت، انعکاس بهطور
نادرست انجام خواهد گرفت و مشکلاتى را موجب خواهد شد
|
|
| ۳. عدم آمادگى مراجع براى پذيرش عواطف بيان نشده يا عواطفى که مراجع از آنها آگاهى کامل ندارد و از طريق انعکاس از آنها مطلع مىشود
|
|
| ۴. تعيين زمان صحيح و مناسب براى انعکاس
|
|
| ۵. مشاور در
انعکاس کم و بيش قسمتى از ارزشهاى خود را نيز وارد عمل مىکند و انعکاس تا
حدودى حالت موافقت يا مخالفت با مراجع بخود مىگيرد
|
|
| به نظر پرتر (۱۹۵۰) مشاور در انعکاس احساسات با مشکلات زير مواجه مىشود:
|
|
| ۱. گاهى مشاور بجاى انعکاس عواطف و احساسات مراجع، فقط گفتهٔ مراجع را عيناً تکرار مىکند
|
|
| ۲. در مواردى
مشاور نمىتواند احساسات مراجع را به همان اهميتى که او اظهار مىدارد،
منعکس سازد. احساسات درکشده از طرف مشاور نبايد ضعيفتر و يا قوىتر از آن
حدى باشد که مراجع ابراز مىکند. بلکه احساسات منعکسشده بايد همسطح با
احساسات مراجع باشد
|
|
| ۳. گاهى مشاور از گفتار و احساسات مراجع برداشت نادرستى مىکند و آن را منعکس مىسازد و موجبات نگرانى مراجع را فراهم مىآورد
|
|
| به نظر گينات
(۱۹۶۵) (Ginott) گاهى اوقات مشاور به جاى انعکاس احساسات مراجع، به بازگو
کردن واقعه و يا بيان متن گفتار او مىپردازد؛ و زمانى به جاى توجه بر
جزئيات رفتار مراجع، به ارائه پاسخهاى مبهم و کلى اکتفاء مىکند. در هر
کدام از اين موارد، مشاور آنطورى که بايد و شايد مراجع را درک نمىکند و
عمل انعکاس احساسات را بهخوبى انجام نمىدهد. (براى اطلاع بيشتر به کتاب
فنون تربيت کودک مراجعه کنيد.)
|
|
|
|
| اولين حس انعکاس
آن است که مراجع در مىيابد که احساس و گفتارش توسط مشاور بهخوبى درک و
پذيرفته شده است. احساس پذيرش نيز به نوبهٔ خود، مراجع را تشويق مىکند تا
بهتر و عميقتر به بررسى مشکل خود بپردازد. همچنين احساس پذيرش، تا حد
زيادى از مقاومت مراجع در جلسهٔ مشاوره مىکاهد.
|
|
| بر اثر انعکاس
احساسات همچنين شناسائى و تغيير رفتار نامناسب مراجع تسهيل مىشود. اگر
مراجع احساس کند که مشاور با همدلى کامل به حرفهايش گوش فرا مىدهد و
بهدرستى او را درک مىکند، پس از ايجاد اعتماد به مشاور، به بحث عميق
دربارهٔ رفتار و احساسات خود خواهد پرداخت که نهايتاً به شناسائى کامل
جوانب مختلف زندگى و سپس به تغيير در عادات و رفتارهاى نامطلوب او منجر
خواهد شد. ديگر آنکه بر اثر انعکاس احساسات و متن شرايطى فراهم مىآيد که
مراجع به ارزيابى اعمال و رفتارش تشويق مىشود و مسؤوليت مهمى در جلسه
مشاوره به منظور تغيير رفتار بر عهده مىگيرد. با طرح جملات ناتمام نظير
'تو احساس مىکنى که ...؟، تو فکر مىکنى که ...؟، و تو معتقدى که ...؟'
مراجع پى مىبرد که خود او تا حد زيادى در ايجاد و تداوم مشکلش مسؤول است و
هر وقت بخواهد و تلاش کند مىتواند در رفع آن موفق شود.
|
|
| نهايتاً انعکاس
صحيح، مراجع را متقاعد مىسازد که او مىتواند تصميم گيرندهٔ خوبى باشد.
زيرا در انعکاس، پند دادن وجود ندارد و خود مراجع به يافتن راهحل براى
مشکل تشويق مىشود. لذا، مراجع بتدريج در مىيابد که شخصاً بايد تصميم
بگيرد و به انتظار ديگران ننشيند. از اينرو، يکى از اهداف مهم مشاوره که
ايجاد تحرک و خود - رهبرى در مراجع است بهوقوع مىپيوندند.
|