مفاهیم پایه و رشد اخلاقی از نظر پیاژه

رشد شناختی - ادراكی او به رشد طبیعی وابسته است كه از دوره ها و مراحل متوالی تشكیل یافته است .هر مرحله و دوره مرحله و دوره پیشین را تكمیل می كند و برای دوره و مرحله بعد زمینه را آماده می سازد .
به عقیده پیاژه رشد عـقـلی از « كنش متقابل » مدام كودك و جهان پیرامون
وی پدید می آید . این « كنش متقابل » یا تعامل به تدریج كودك را به سازش
با انجام دادن خواست های محیط خود توانا می سازد. كودك در دادوستد یا « كنش
متقابل » با محیط ، حركت های خاص یا تكلم را كه دارای قالب های فكری
هستند، به كار می برد . یعنی هنگامی كه می خواهد به مفهوم چیزی یا وضعی پی
ببرد از قالب های فكری بهره می گیرد . قالب های فكری یا به صورت ذهنی داد و
ستد ( تعامل ) كودك با محیط به او یاری می رسانند .
به اعتقاد پیاژه كودك برای آن كه بتواند در رشد شناختی ـ ادراكی
پیشرفت كند، قالب های فكری او همواره در جهت تكامل تغییر می یابند و به دو
صورت زیستی سازماندهی ( Organization ) و سازكاری ( Adaptation ) نمودار
می شوند .
سازماندهی
همه جانداران اعم از انسان و حیوان می كوشند كه رفتار و كردار خود را در
شكل و قالب موثر و مثمری عرضه كنند این فرایند را سازماندهی می نامند .
چنان كه برای تنفس دهان بینی گلو حنجره و ریه ها سازماندهی بدنی كودك را
تشكیل می دهند و سازماندهی روانی او از حدود 4 ماهگی با دیدن و چنگ زدن
آغاز می شود . هم چنین وقتی جانور درنده شكار خود را می نیند خم میشود به
روی چهار دست و پا فشار می آورد و با تمام توان خود به سوی شكار می جهد و
او را به چنگ می آورد . چنین رفتاری سازماندهی جانور نامیده می شود .
سازگار ی
سازگاری به جنبه پویایی سازماندهی اطلاق می شود و بیانگر استعداد موجود
زنده برای رشد به صورت های مختلف در اوضاع و احوال محیطی است . گرایش عموم
جانداران از جمله آدمیان بر این است كه خود را با شرایط محیط زیست سازش
دهند . هر چند كه روش های سازش در هر گروه با دیگری متفاوت است . به اعتقاد
پیاژه سازش دو فرایند فرعی و مكمل همگون سازی و همسازی را در بر می گیرد .
همگون سازی و همسازی
پیاژه معتقد است كه رشد روانی كودك بر اثر و فرایند همگون سازی و
همسازی صورت می گیرد . بدین معنی كه كودك در فرایند همگون سازی می كوشد در
محیط زیست خود دگرگونی هایی پدید آورده و در فرایند همسازی رفتار موجود خود
را تغییر می دهد تا بتواند با شرایط محیط سازش بیابد و تعادل روانی در او
صورت بندد . همگون سازی هنگامی واقع می شود كه معلومات و تجربه های كذشته
فرد در اوضاع و احوال نوین به كار رود . بدین معنی كه وقتی فرد در برابر یك
وضع نو قرار می گیرد ، می كوشد اطلاعات تازه را در ساختار پیكره های پیشین
خود همگون سازی كند و اشیاء را آن گونه كه آموخته است ببیند ، یا آنها
رابه اوضاع و امور آشنا تبدیل كند .
برای نمونه زمانی كه كودك بتواند در اشیاء و محیط خود تغییراتی ایجاد
كند تا با رفتار او سازش یابد، می گویند فرایند همگون سازی رخ داده است .
در این جا تغییر اوضاع و شرایط محیطی سبب سازگاری و تعادل روانی فرد می
گویند .
همسازی زمانی به وقوع می پیوندد كه فرد خود را با یك رشته شرایط محیطی
كه بر او تحمیل شده است، سازگار كند . یعنی اگر كودك به سبب تجربه ای كه
داشته است، اجباراً اندیشه و رفتار خود را تغییر دهد، می گویند فرایند
همسازی رخ داده است .البته همگو.ن سازی و همسازی در حالی كه در دو سوی
مخالف عمل می كنند، مانند دو روی یك سكه با هم مرتبط اند و یكدیگر را تكمیل
می كنند .
نگهداشت
پیاژه یكی از مفهوم های مهمی را كه در نظریه رشد شناختی ـ ادراكی خود
بررسی می كند مفهوم نگهداشت است . منظور از نگهداشت، پایستگی یا ثابت بودن
مقدار توده ( ماده ) وزن و حجم اشیاء در صورت تغییر ظاهر آنهاست .وی از
پژوهش های خود به این نتیجه می رسد كه كودكان مفهوم توده، وزن و حجم اشیاء
را در یك زمان معین درك نمی كنند، بلكه نخست ادراك توده، سپس وزن و آن گاه
حجم به توالی، در ذهن ایشان حاصل می گردد .
درباره نگهداشت توده اشیاء به كودك دو گلوله گل رس كه هر دو به یك
اندازه و شكل هستند نشان می دهند و به او می گویند كه مقدار گل رس در هر دو
گلوله برابر است . سپس یكی از گلوله ها را به شكل لوله در می آورند و از
كودك می پرسند كه آیا مقدار گل رس لوله برابر با گلوله است یا نه ؟ اگر
كودك در پاسخ آن دو را برابر بداند به مفهوم نگهداشت توده دست یافته است .
كودكان معمولا در 7 یا 8 سالگی به مفهوم نگهداشت توده پی می برند ، گرچه
بعضی از آنان در 5 سالگی و بعضی دیگر در 10 سالگی توانایی ادراك آنرا پیدا
می كنند . در مورد نگهداشت وزن دو گلوله از گل رس كه به یك شكل و اندازه
هستند ، هر كدام را در یك كفه ترازو قرار می دهند و برابری وزن آنها را به
كودك نشان می دهند . آن گاه یكی از آنها را به چند گلوله كوچك تر تقسیم می
كنند و از او می پرسند كه آیا وزن مجموع گلوله های كوچك تر برابر با وزن
گلوله بزرگ تر است یا نه ؟ اگر كودك برابری آنها را اعلام كند معلوم می شود
كه به مفهوم نگهداشت وزن دسن یافته است .بنا به پژوهش های انجام شده
كودكان معمولا در 9 و 10 سالگی به درك این مفهوم توفیق می یابند ، گرچه
گروهی از باهوش ها در 6 سالگی و گروهی از كودكان دیگر فقط ذر 12ـ 10 سالگی
به درك آن موفق می شوند.
برای پی بردن به مفهوم نگهداشت حجم مقداری مایع رنگین را در دو لیوان هم
شكل و هم حجم دریك سطح برابر قرار می دهند و به كودك می گویند به طوری كه
مشاهده می شود حجم این مایع در دو لیوان یكی است . بعد مایع مایع یكی از
لیوان ها را در یك لیوان باریك و بلند خالی می كنند . البته مایع خالی شده
در این لیوان باریك در سطحی بالاتر قرار می گیرد، سپس از كودك می خواهند
بیان كنند كه آیا حجم مایع در این دو لیوان بلند و كوتاه یكی است یا نه ؟
اگر كودك حجم مایع در این دولیوان را برابر اعلام كند،می گویند به درك
نگهداشت حجم نائل شده است . در اینجا نیز پژوهشهای علمی پیاژه تعیین كرده
اند كه كودكان در 11و12 سالگی به درك مفهوم نگهداشت حجم دست می یابند، اما
گروهی هم هستند كه در سن 7 سالگی و گروهی دیگر نها در 13و 14 سالگی به
توفیق درك آن نائل می گردند .
رشد داوری اخلاقی
به اعتقاد پیازه داوری اخلاقی بدان معنی نیست که ببینیم رفتار کودک مطابق
با اصول اخلاقی است یا نه. وی داوری اخلاقی را در این می داند که کودکان
درباره مسایلی مانند قانون شکنی و انجام عمل خلاف چه می اندیشند و چگونه
داوری می کنند. به این جهت وی ارزشی را که کودک به این گونه مسایل می دهد
قضاوت یا « داوری اخلاقی » می نامد. پیاژه « داوری اخلاقی » را دارای دو
دوره مهم و اصلی به ترتیب زیر می داند.
دوره نخست به نام اخلاق عینی از 3 تا 7 ــ 8 سالگی است. پیاژه معـتـقــد
است که کودکان کمتر از 7 سال زشتی یا شدت اعمال خلاف را تنها از نظر مقدار
زیاد آن مورد توجه قرار می دهند و دلیل و انگیزه ارتکاب جرم را نادیده می
گیرند. شناخت این کودکان محدود است. به همین علت قانون ها و آئین های بشری
را مانند قانون های طبیعی و ثابت و تغییر ناپذیر می پندارند و آنها را به
چشم قراردادهایی که به طور موقت برای زندگی بهتر وضع شده اند نمی نگرند.
این پدیده به واقع گرایی اخلاقی عنوان شده است. اما باید در نظر داشت که
کودکان این دوره قانون ها و قرارداها را فقط از لحاظ خودشان مورد توجه قرار
می دهند، نه از جهت دیگران به این جهت این دسته از کودکان را « خودمدار »
خوانده اند.
پیاژه دوره دوم را ارزشیابی اخلاقی ذهنی نامیده است. در این دوره کودک
علاوه بر جنبه محسوس رخدادها به عوامل درونی یا ذهنی آنها نیز توجه می
کند. چنان که درباره قانون شکنی یا خلافکار از لحاظ قصد یا عللی که او را
به ارتکاب جرم یا بزه واداشته است، داوری می کند. پیاژه معتقد است که پس از
7 یا 8 سالگی کودک می تواند اننتظارات خود در بازی و فعالیت های دیگر به
وجود می آید. موضوع برابری و معامله به مثل یا دوستان همسن در کودک بیدار
می شود. در این هنگام است که کودک معنی عدالت و انصاف را درک می کند، برای
قانون ها و مقررات اجتماعی علت وجودی قائل می شود و به انگیزه آنها توجه می
کند و می تواند به تعیین و تفسیر آنها بپردازد. این دوره را « عدالت خود
مختار » نامیدند .
مفاهیم پایه درنظریه پیاژه
تعادل و تعادل یابی : تعادل : یک حالت توازن
شناختی بین درک ما از جهان هستی و تجربه هایمان است . تعادل یابی یا عمل
جستجو برای نظم و توازن به معنی مقایسه ی درک ما با جهان واقعی است وقتی که
درک ما بتواند رویدادهایی را که مشاهده می کنیم تبیین نماید دنیا برای ما
معنی می دهد و ما در حالت تعادل قرار می گیریم . وقتی که درک نتواند
رویدادهایی را که مشاهده می کنیم تبیین کند، نبود تعادل رخ می دهد و
ما برانگیخته می شویم تا تبیین های دیگری را جستجو نماییم . بی تعادلی
نیروی محرک ما در رشد یا تحول است ( سیف ص 70)تعادل جویی: مکانیسم کودک
برای تنظیم و یکپارچه ساختن تغییراتی است که در اثر بلوغ ،تجارب فیزیکی و
اجتماعی پدید آمده است . (خرازی ص 135)
تعدل یابی به معنای جستجو به منظور هماهنگی ذهنی بین طرح های شناختی با اطلاعات کسب شده از محیط ( لطف آبادی ص 69)
طرحواره : الگوهای سازمان یافته اندیشه و عمل که در تعامل بین ا نسان و محیط به کار می رود ( سیف ص70)
طرحواره
: طرحواره ها الگوهای سازمان یافته یا واحدهایی از عمل یا تفکر هستند که
ما برای معنادار کردن تعاملات خود با محیط ، آن ها را می سازیم . طرحواره
ها را می توان به فایل هایی تشبیه کرد که ما اطلاعات را در آن ذخیره می
کنیم ( بیابانگرد، نعمتی ص 15)
طرحواره : طرح های ذهنی ، نمودها یا نظام
های سازمان یافته ای از اعمال یا تفکر هستند که به ما اجازه می دهند
درباره ی اشیاء وواقعه های جهان اطراف خود فکر کنیم . این طرح ها ممکن است
بسیار کوچک و خاص ( مثل طرح ذهنی ما ازمکیدن پستانک ) و یا دارای یک ویژگی
عمومی تر ( مثل طرح ذهنی دسته بندی گیاهان ) باشند. (لطف آبادی ص 70)
طرحواره:
طرحواره ها ساختارهای شناختی هستند که به وسیله ی آن ها کودکان وبزرگسالان
به صورت ذهنی دانش تصویری خویش را سازمان می دهند. (خرازی ص131)
سازگاری : فرایند دمساز کردن طرحواره ها و تجربه ها با یکدیگر به منظور ایجاد تعادل
سازگاری: مقصود از سازگاری گرایشی است که موجود زنده برای توافق با محیط خود ابراز می دارد (پارسا ص 160)
سازگاری :تغییراتی که در یک فرد برای پاسخ به محیط ایجاد می شود .(بیابانگرد، نعمتی ص15)
جذب(
درون سازی) : عبارت است از کوشش برای فهم یک چیز جدید از طریق جای دادن آن
در درون چیزهایی که از قبل در ذهن خود داریم . (لطف آبادی ص70)
جذب یا درون سازی : عبارت است از ارتباط دادن اطلاعات جدید به ساختارهای شناختی موجود (خرازی ص132)
جذب
: کسب اطلاعات جدید و تلاش برای هماهنگ کردن این اطلاعات با طرحواره های
موجود از قبل ، یا پاسخ دادن به محیط بر اساس الگوهای رفتاری یا طرحواره
های از قبل آموخته شده (بیابانگرد، نعمتی ص 15)
جذب (همگون سازی) : هنگامی رخ می دهد که معلومات حاصل از تجربه های گذشته در موقعیت های جدید به کار می رود (پارسا ص 161)
جذب
: مستلزم بروز پاسخی است که از پیش کسب شذه . جذب وقتی صورت می گیرد که
کودک چیزی را از محیط بگیرد و آن را جزئی از خود سازد .(سیف ص 71)
انطباق ( برون سازی ) : فرایند انطباق بدین معنی است که فرد پاسخ های خود را بنا به خواست های محیط ، تغییر می دهد ( سیف ص 71)
انطباق
: عبارت است از تغییریا صلاح طرحواه های فعلی برای هماهنگی با اطلاعات
جدید ، یا پاسخ دادن به محیط به روشی تازه .(بیابانگرد، نعمتی ص 15)
برون
سازی : عبارت است از تغییر ساختارهای شناختی موجود به نفع جنبه ی خاصی از
محیط که فرد در جریان درون سازی آن است .( خرازی ص 132)
برون سازی : فرایند تغییر ساختارهای شناختی پیشین به گونه ای که با آن چه درک می شود متناسب شود . (لطف آبادی ص71)
برون سازی (همسازی) : هنگامی صورت می گیرد که فرد رفتار خود را با شرایطی که بر او تحمیل شده است تطبیق دهد . (پارسا ص 161)
سازمان (سازماندهی ) : فرایند شکل دهی الگوهای منسجم و منظم فکری است که با هدف کارآتر شدن انسان در تعامل با محیط ( کدیور ص 24)
سازمان : سازمان دادن ترکیب کردن ، مرتب کردن و ترتیب تازه دادن به رفتارها و افکار در نظام های منسجم .(لطف آبادی ص 69)
سازمان
به یک نظم منطقی حاکم بردستگاه شناختی اشاره می کند ، بدین معنی که این
دستگاه از یک کلیت منسجم تشکیل یافته که هیچ جزئی از آن ، بدون تأثیر گذاری
بر سایراجزاء تغییر نمی کند. (سیف ص 73)